سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
270
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
تبصره معتقد به افطار در صورتى حكم به ارتدادش مىشود كه افطار به چيزى كه اجماع كافّه مسلمين بر عدم حليّت آن است حلال بداند و به عبارت ديگر امر ضرورى دين را منكر شود همچون نزديكى مرد با زن ، خوردن و آشاميدن متعارف ، ولى در غير اين صورت نمىتوان وى را مرتد قلمداد كرد و كشت بلكه اگر در افطار به چيزى كه مورد اجماع است ادّعاى شبههاى نمود كه مىتوان دربارهاش پذيرفت بايد از وى قبول نمود . فلذا مىتوان در اطلاق عبارت مرحوم ماتن مناقشه كرد و گفت اينكه ايشان فرمودند : ( و لو كان مستحلّا للافطار قتل الخ ) اطلاق آن صحيح نيست بلكه اوّلا اين حكم درباره مردان است نه زنان و ثانيا مورد افطار مىبايد از محرّمات ضرورى و قطعى بين تمام فرق مسلمين باشد و ثالثا در افطار به آن مدّعى شبههاى كه در حقّش ممكن القبول است نباشد . مؤلف گويد : از اخبارى كه دلالت بر حكم مزبور دارد حديثى استكه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج 7 ص 178 به اين شرح نقل نموده : محمّد بن يعقوب ، از عدّهاى اصحاب ، از احمد بن محمّد ، از ابن محبوب ، از هشام بن سالم ، از بريد العجلى قال : سئل ابو جعفر عليه السّلام عن رجل شهد عليه شهود انّه افطر من شهر رمضان ثلاثة أيّام ؟ قال : يسأل هل عليك فى افطارك اثم ؟ فان قال : لا ، فانّ على الامام ان يقتله ، و ان قال نعم فانّ على الامام ان ينهكه ضربا . قوله : و استتيب ان كان عن غيرها : ضمير نائب فاعلى در